تبليغاتX
ABANGAN PARSE - مهرگان مبارک(برداشت از آریا بوم)

ABANGAN PARSE

مهندسی منابع آب و انتقادی

در برهان قاطع «خلف تبریزی» نیز درباره­ی مهرگان می­خوانیم:
«نام روز شانزدهم از هرماه و نام ماه هفتم از سال شمسی باشد و آن بودن آفتاب عالم تاب است در برج میزان که ابتدای فصل خزان است و نزد فارسیان بعد از جشن و عید نوروز که روز اول آمدن آفتاب است به برج حمل از این بزرگتر جشنی نمی­باشد و هم­چنان که نوروز را عامه و خاصه می­باشد، مهرگان را نیز عامه و خاصه است و تا شش روز تعظیم این جشن کنند. ابتدا از روز شانزدهم و آن را مهرگان عامه خوانند و انتها روز بیست و یکم و آن را مهرگان خاصه (روز جشن مُغان یعنی آتش پرستاران) خوانند و عجمان گویند که خدایتعالی زمین را در این روز گسترانید و اجساد را در این روز محل و مقر ارواح گردانید ...»

پیدایش مهرگان

پیشینه­ی جشن مهرگان به اندازه­ی قدمت ايزدش، میترا است و تا آن­جا كه بن نوشت­های موجود نشان می‌دهند، اين جشن دست كم از دوران فريدون پیشدادی آغاز شده است که شاهنامه­ی فردوسی به روشنی به پیدایش اين جشن در دوران پادشاهی فريدون اشاره كرده است:

فریدون چو شد بر جهان كامکار              ندانست جز خویشتن شهریار

به رســم کیان تاج و تخت مهی                  بیاراست با کاخ شاهنشهی

به روز خجسته ســر مهر ماه                  به سر برنهاد آن كیانی كلاه

زمانه بی اندوه گشـت از بدی                   گرفتند هر کــس ره بـخردی

دل  از  داوری­هـا بپرداخـتـنـد                  به آیین یکی جشن نو ساختند

نـشـسـتـنـد  فرزانگان  شادكام                  گـرفتند هـر یک ز ياقوت جام

می روشن و چهره ی شاه نو                جهان نو ز داد از سرِ ماه نو

بـفـرمـود  تا  آتش  افـروخـتـنـد               همه عنبر و زعفران سوختند

پـرسـتـیـدن مهرگان دیـن اوسـت              تن‌آسانی و خوردن آیین اوست

كنون  یادگارست  ازو  ماه  مهر          به كوش و به رنج ایچ منمای چهر

به بند کشیدن ضحاک در دماوند به دست فریدون

ابوریحان بیرونی نیز می‌آورد:
«... در روز مهرگان فرشتگان به یاری كاوه­ی آهنگر شتافتند و فریدون به تخت شاهی نشست و ضحاك را در كوه دماوند زندانی كرد و مردمان را از گزند او برهانید ...»
و تاریخ نگار دیگری به نام «ابوسعید عبدالحی بن ضحاک بن محمود گردیزی» که در سال 444 هجری کتاب «زین­الاخبار» را نگاشته از جشن­های ایران باستان بخشی را آورده است و درباره­ی مهرگان می­گوید:
«این روز مهرگان باشد و نام روز و ماه همراهند و چنین گویند که اندر این روز آفریدون بر بیوراسب که او را ضحاک گویند، پیروز شد و او را اسیر کرد و او را بست و به دماوند برد و در آن­جا وی را زندانی کرد. مهرگان بزرگ و برخی از مغان چنین گویند که این پیروزی فریدون بر بیوراسب، رام روز بوده است و زرتشت که مغان او را به پیامبری دارند، ایشان را فرموده است، بزرگ داشتن این روز و روز نوروز را.»
گویا تاریخ‌نویسان، شاعران و نویسندگان هم‌پیمان گشته‌اند تا از پیدایش مهرگان گزارش‌های یكسانی ارائه دهند.
«اسدی توسی» نیز در گرشاسب‌نامه از چرایی پیدایش مهرگان گزارش می‌دهد:

فریدون فرخ به گرز نبرد                      ز ضحاك تازی برآورد گرد

چو در برج شاهین شد از خوشه مهر             نشست او به شاهی سر ماه مهر

و باز هم «بیرونی» در التفهیم می‌نویسد:
«... مهرگان شانزدهمین روز از مهرماه و نامش مهر، اندرین روز، آفریدون ظفر یافت بر بیورسب جادو، آنك معروف است به ضحاك و به كوه دماوند بازداشت و روزها كه سپس مهرگان است همه جشنند، بر كردار آن­چه از پس نوروز بُوَد ...»
گزارش خلف تبریزی درباره­ی پیدایش مهرگان نیز این­چنین است:
«... و دراین روز ملایکه یاری و ممدکاری کاوه آهنگر کردند و فریدون در این روز برتخت شاهی نشست و در این روز ضحاک را گرفته به کوه دماوند فرستاد که در بند کنند و مردمان به سبب این مقدمه جشنی عظیم کردند و عید نمودند و بعد از آن حکام را مهر و محبت به رعایا به هم رسید و چون مهرگان به معنی محبت پیوستن است بنابراین بدین نام موسوم گشت ...»
دكتر «محمود روح‌الامینی» به نقل از آثارالباقیه­ی بیرونی می‌نویسد:
«… و برخی مهرگان را بر نوروز برتری داده‌اند چنان‌كه پاییز را بر بهار برتری داده‌اند و تكیه‌گاه ایشان اینست كه «اسكندر» از «ارسطو» پرسید كه كدام­یك از این دو فصل بهتر است ؟ ارسطو گفت پادشاها در بهار حشرات و هوام آغاز می‌كند كه نشو یابند، و در پاییز آغاز ذهاب آن­هاست، پس پاییز از بهار بهتر است...»
و حتی بیرونی كه به سخت‌كوشی و پركاری نامدار است گویا بایسته‌ی خویش می‌داند كه در مهرگان و نوروز بیاساید، آن­گونه كه «شهروزی» در مورد وی می‌گوید:
«… دست و چشم و فكر او هیچ‌گاه از عمل بازنماند، مگر به روز نوروز و مهرگان.»
در نظم و نثر پارسی از روزگاران گذشته، درباره­ی جشن مهرگان گفت­وگو و اشاره بسیار شده است. پس از ساسانیان، در آن روزگاران پر آشوب که نابسامانی و پریشانی در ایران گسترش پیدا کرده بود، باز هم ایرانیان آیین­های گذشته و آدابشان را همچنان نگه می­داشتند و هنگامی که فرصتی به دست می­آوردند، این آداب و آیین­ها به آشکاری و روشنی و فر و شکوه برگزار می­شد و هنگامی که سختگیری تازیان در این­باره آغاز می­شد، ایرانیان به گونه­های پنهان آیین­های خود را برگزار می­کردند. سرانجام به انگیزه اهلیت این آیین­ها، شایان نگرش بود و پذیرا شدن یا زیر همان عنوان­ها و یا زیر سرپوش­ها و عنوان­هایی تازه­ مورد پذیرش و اقتباس تازیان یورشی و دشمنان ایران قرار می­گرفت. از آن جمله است جشن مهرگان. «رودکی» درباره­ی مهرگان چنین سروده است:

ملکا جشن مهرگان آمــــد       جشن شاهان و خسروان آمــد

جز به جای ملهم و خرگاه      بـــدل بــاغ و بـــوسـتـان آمـــد

مورد برجای سوسن آمـــد بــاز       می بر جای ارغوان آمــــد

تو جوانمرد و دولت تو جوان       می بر بخت تو جوان آمـد

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 4:23  توسط سیاوش  |