آب و آبياري در ايران پيشينهاي فراتر از تاريخ مدون دارد. بر خلاف بسياري از مناطق دنيا، وضعيت جغرافيايي آب و هوايي در ايران به گونهاي نبوده است كه آب در محل تجمع مردم مهيا و در دسترس باشد. به اين سبب ايرانيان در طول تاريخ همواره كوشيدهاند تا آب را تامين و در كنار خود قرار دهند.
كشور ما به عنوان يك تمدن كهن كشاورزي تجربيات گرانقدري در زمينه تامين و بهرهبرداري پايدار از منابع آب دارد. بر خلاف شيوههاي كنوني كه استخراج و انتقال آب نيازمند به انرژي است در سيستم هوشمندانه كاريز كه پدران ما مبتكر آن بودهاند نه تنها نيازي به استفاده از انرژي نيست و از منابع آب بهرهبرداري بيرويه نميكند بلكه از آن انرژي نيز كسب ميشود.
قدمت كاريزها به پيشداديان نسبت داده ميشود. آمده است كه منوچهر شاه اول كسي بود كه كاريز كند و به انديشه آب از زمين بيرون آورد.
روشهايي از آبياري مانند استفاده از كوزههاي سفالي كه هنوز هم در نواحي حاشيه كوير ايران متداول است گواهي بر اين است كه ابتكار آبياري به اصطلاح قطرهاي به پدران ما تعلق دارد و آنان با انتخاب گياهان و ارقام مناسب و شيوههاي حفظ رطوبت خاك و استفاده از سيلاب با شيوه بندسازي به وجه مناسبي از منابع آب استفاده ميكردند. شيوهاي كه امروز با نام اسپيت (spate irrigation) به عنوان يك سيستم مدرن و پايدار آبي معرفي ميشود، اجداد ما ساليان دراز با استفاده از آب و خاك شور به توليد محصول پرداخته و با آن زيست كردهاند. دانش بومي آنها در بهرهبرداري از آب و خاك شور از گنجينههاي باارزش علمي دنياست كه امروزه توجه جهانيان به آن جلب شده است. بالاتر از همه آب در بين ايرانيان عزيز و مقدس بوده است.
قداست آب و حفاظت از آن تا آنجا با فرهنگ و آيين و مذهب ايرانيان در آميخته است كه حتي امروز نيز هنوز سوگند خوردن به آب در بين روستائيان مرسوم است. هيچ مراسم مذهبي و فرهنگي را نميتوان سراغ گرفت كه در آن نشاني از آب به عنوان تبرك وجود نداشته باشد. مورخان تمدن ايرانيان باستان را تمدن هيدروليكي و اخلاق آنان را اخلاق آبي ذكر كردهاند. مردم ما تلف كردن آب را گناهي بزرگ و حفاظت آن را ثواب ميدانستند.
ايرانيان در مهار و انتقال آبهاي سطحي نيز از دانش و فناوري بسيار قوي برخوردار بودند. احداث سدهاي بلند قوسي و انتقال بين حوضهاي آبها با گالريهاي زيرزميني كه بعضا عمق آنها بالغ بر 300 متر است نمونهاي از دانش و فناوري بومي آنهاست. در بيش از 1000 سال قبل كه اروپاييان حتي سيكل هيدرولوژي را نميشناختند ايرانيها در زمينه شناخت و چرخه آبها داراي تاليفات بودهاند. هيچ كشوري در دنيا به اندازه ايرانيها در مديريت و توزيع و استفاده از آب مهارت نداشته است. هنوز طومارهاي آب در جاي جاي كشور وجود دارد. تشكلهاي مديريتي آب بران كه بعضا تعداد مشتركين و حقابهبران آنها بالغ بر هزاران نفر ميشد از قويترين مجموعههاي مشاركت مردمي در زمينه آب بوده است. همين سيستمهاي مديريتي بود كه منابع محدود آب كشور را تداوم و حيات بخشيد. روستاهاي ايران و موقعيت و محل آنها و نيز فاصله و قلمرو و حتي الگوي زراعت و غذايي مردم بر اساس موجوديت و مهيايي آب شكل گرفته است. روستائيان لحظهاي از پايش و حفاظت آب دريغ نميكردند. باور مذهبي و فرهنگي آنها اين بود كه آب زنده است و اگر تنها بماند تلف خواهد شد. هنوز برخي روستائيان خراسان همراهان آب را به ياد دارند. اينها افرادي بودند كه هميشه با اب حركت و آن را به اصطلاح همراهي ميكردند تا از هرز رفتن آن كه همان تلف شدن باشد جلوگيري كنند. يا آب بودن در روستاها يك شغل محسوب ميشد.
كشور ما به عنوان يك تمدن كهن كشاورزي تجربيات گرانقدري در زمينه تامين و بهرهبرداري پايدار از منابع آب دارد. بر خلاف شيوههاي كنوني كه استخراج و انتقال آب نيازمند به انرژي است در سيستم هوشمندانه كاريز كه پدران ما مبتكر آن بودهاند نه تنها نيازي به استفاده از انرژي نيست و از منابع آب بهرهبرداري بيرويه نميكند بلكه از آن انرژي نيز كسب ميشود.
قدمت كاريزها به پيشداديان نسبت داده ميشود. آمده است كه منوچهر شاه اول كسي بود كه كاريز كند و به انديشه آب از زمين بيرون آورد.
روشهايي از آبياري مانند استفاده از كوزههاي سفالي كه هنوز هم در نواحي حاشيه كوير ايران متداول است گواهي بر اين است كه ابتكار آبياري به اصطلاح قطرهاي به پدران ما تعلق دارد و آنان با انتخاب گياهان و ارقام مناسب و شيوههاي حفظ رطوبت خاك و استفاده از سيلاب با شيوه بندسازي به وجه مناسبي از منابع آب استفاده ميكردند. شيوهاي كه امروز با نام اسپيت (spate irrigation) به عنوان يك سيستم مدرن و پايدار آبي معرفي ميشود، اجداد ما ساليان دراز با استفاده از آب و خاك شور به توليد محصول پرداخته و با آن زيست كردهاند. دانش بومي آنها در بهرهبرداري از آب و خاك شور از گنجينههاي باارزش علمي دنياست كه امروزه توجه جهانيان به آن جلب شده است. بالاتر از همه آب در بين ايرانيان عزيز و مقدس بوده است.
قداست آب و حفاظت از آن تا آنجا با فرهنگ و آيين و مذهب ايرانيان در آميخته است كه حتي امروز نيز هنوز سوگند خوردن به آب در بين روستائيان مرسوم است. هيچ مراسم مذهبي و فرهنگي را نميتوان سراغ گرفت كه در آن نشاني از آب به عنوان تبرك وجود نداشته باشد. مورخان تمدن ايرانيان باستان را تمدن هيدروليكي و اخلاق آنان را اخلاق آبي ذكر كردهاند. مردم ما تلف كردن آب را گناهي بزرگ و حفاظت آن را ثواب ميدانستند.
ايرانيان در مهار و انتقال آبهاي سطحي نيز از دانش و فناوري بسيار قوي برخوردار بودند. احداث سدهاي بلند قوسي و انتقال بين حوضهاي آبها با گالريهاي زيرزميني كه بعضا عمق آنها بالغ بر 300 متر است نمونهاي از دانش و فناوري بومي آنهاست. در بيش از 1000 سال قبل كه اروپاييان حتي سيكل هيدرولوژي را نميشناختند ايرانيها در زمينه شناخت و چرخه آبها داراي تاليفات بودهاند. هيچ كشوري در دنيا به اندازه ايرانيها در مديريت و توزيع و استفاده از آب مهارت نداشته است. هنوز طومارهاي آب در جاي جاي كشور وجود دارد. تشكلهاي مديريتي آب بران كه بعضا تعداد مشتركين و حقابهبران آنها بالغ بر هزاران نفر ميشد از قويترين مجموعههاي مشاركت مردمي در زمينه آب بوده است. همين سيستمهاي مديريتي بود كه منابع محدود آب كشور را تداوم و حيات بخشيد. روستاهاي ايران و موقعيت و محل آنها و نيز فاصله و قلمرو و حتي الگوي زراعت و غذايي مردم بر اساس موجوديت و مهيايي آب شكل گرفته است. روستائيان لحظهاي از پايش و حفاظت آب دريغ نميكردند. باور مذهبي و فرهنگي آنها اين بود كه آب زنده است و اگر تنها بماند تلف خواهد شد. هنوز برخي روستائيان خراسان همراهان آب را به ياد دارند. اينها افرادي بودند كه هميشه با اب حركت و آن را به اصطلاح همراهي ميكردند تا از هرز رفتن آن كه همان تلف شدن باشد جلوگيري كنند. يا آب بودن در روستاها يك شغل محسوب ميشد.
|
|
www.hakhamaneshian.ir |
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 0:52  توسط سیاوش
|
