تبليغاتX
ABANGAN PARSE

ABANGAN PARSE

مهندسی منابع آب و انتقادی

سرود آب ها»، نیایش ایرانیان باستان در جشن آبانگان
 
«اَردَوي» به معنى رطوبت، در آغاز، نام رودخانه مقدسى بوده است و سپس، نام رودخانه، شخصيت خدايى پيدا كرده است. او را همتاى ايزد‌بانوى سَرَسوَتى Sarasvati در آيين ودايى مى دانند و برخى بر اين عقيده اند كه «اردوي» در اصل صفت «سرسوتي» بوده است كه در هند به رودخانه كوچك مقدسى به نام «مذيدسا Madhyadesa » در ناحيه پنجاب كنونى اطلاق مى شد. در ايران، بر اثر تغييرات معمول گويشى اين نام به هَرَخوَتى Haraxvati تبديل شد. در اوستا، اين نام به ناحيه اى كه هرخوتى (رَخوذ يا رُخَج) خوانده مى شود، اطلاق شد. ناحيه اى كه رودخانه ها و درياچه هاى فراوان دارد و در افغانستان كنونى است. در آغاز، هرخوتى مظهر رودخانه عظيم اساطيرى بود كه از بلندى هاى كوه مقدس «هَرا» سرازير مى شد و به درياى «فراخكرت» مى ريخت و سرچشمه تمام آب هاى دنيا بود. ايرانيان كشاورز و گله دار همان گونه كه هر كوه بزرگى را كه در كوهپايه آن زندگى مى كردند، كوه هرا و هر درياى پهناورى را فراخكرت مى خواندند، هر رودخانه حيات بخشى را نيز با اسم هرخوتى مى شناختند. اندك اندك نام ايزد سرسوتى فراموش شد و دو صفت آن، «اردوي» و «سوره» جاى آن را گرفتند. سوره يا سورا، بخش ديگر نام اين ايزد‌بانو، به معنى «نيرومند» و «پرزور» است كه كاملا برازنده صفت رودخانه اى پر آب و تند و تيز است. اما سومين لقب او، اَناهيتا، كه در كتيبه اردشير دوم هخامنشى و در بسيارى از متن ها به همين صورت خلاصه شده مى آيد، ظاهرا در زمان هخامنشيان بر نام اين ايزد‌بانو افزوده شده و به معنى «پاكي» و «بى آلايشي» است. همانند خود آب كه مظهر پاكى و پاك كننده آلودگى است.
ويژگيهاى ايزد‌بانوى اساطير ايران
اردو سوره اناهيتا كه نخست بر رودخانه اردوى سرورى داشت كم كم بر همه آب ها سرورى يافت و بنا بر متن پهلوى «بُندَهِشن» پدر و مادر آنها شد و از اَپام نَبات (= ايزد آب ها) نيز پيشى گرفت و شخصيت اپام نبات در شخصيت او تحليل رفت. تا جايى كه نيايش به درگاه او، «آبان يشت» يعنى «سرود آب ها» خوانده مى شود و يشت پنجم اوستاست. اين يشت يكى از طولانى ترين و شايد باستانى ترين يشت ها باشد. در اين يشت، او زنى است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زيبا چهره، با بازوان سپيد و اندامى برازنده، كمربند تنگ بر ميان بسته، به جواهر آراسته، با طوقى زرين بر گردن، گوشوارى چهارگوش در گوش، تاجى با صد ستاره هشت گوش بر سر، كفش هايى درخشان درپا، با بالاپوشى زرين و پرچين از پوست سگ آبي. چنين تجسمى احتمالا نشان از اين دارد كه تنديس هايى از او در دوره هخامنشى وجود داشته است. آناهيتا؛ ايزد‌بانوى نيرومندي، زيبايى و خردمندى و الهه عشق و بارورياين ايزد‌بانو با صفات نيرومندي، زيبايى و خردمندى به صورت الهه عشق و بارورى نيز در مى آيد؛ زيرا چشمه حيات از وجود او مى جوشد و بدين گونه «مادر _ خدا» نيز مى شود، و به عنوان ايزد‌بانوى باروري، زنان در هنگام زايمان براى زايش خوب و دختران براى يافتن شوهر مناسب به درگاه او استغاثه مى كنند. او نطفه مردان را پاك مى كند و زهدان زنان را براى زايش آماده مى سازد و سبب جارى شدن شيرى مى شود كه نوزاد را نيرو مى بخشد. همانند سرسوتى هندى سبب فراوانى غلات و زاد و ولد گاو و گوسفند است. اردوى سوره اناهيتا مال و ثروت دنيايى همچون اسب، گردونه، اسلحه و لوازم خانگى نيز مى بخشد. جنگجويان به درگاهش دعا مى خوانند تا در نبرد پيروزى يابند و دشمن را سركوب كنند. گرچه اين صفات اخير شايد چندان با مظهر رودخانه بودن هماهنگ نباشد. اَناهيد گردونه اى دارد با چهار اسب سفيد. اسب هاى گردونه او ابر، باران، برف و تگرگ هستند. او در بلندترين طبقه آسمان جاى گزيده است و بر كرانه هر درياچه اي، خانه اى آراسته با صد پنجره درخشان و هزار ستون خوش تراش دارد. او از فراز ابرهاى آسمان، به فرمان اهورامزدا، باران و برف و تگرگ را فرو مى باراند. در بند سوم يشت پنج در توصيف صفات رودخانه اى اين ايزد‌بانو آمده است: «بدان هنگام كه اردوى سوره اناهيتا _ آن دارنده هزار چشمه و هزار رود _ هر يك به درازاى چهل روز راه مردى چابك سوار _ به سوى درياى فراخكرت روان شود، سراسر كرانه هاى آن دريا به جوش در افتد و ميانه آن برآيد. اوست كه در بزرگى همچند همه آب هاى روى زمين است و به نيرومندى روان شود.»
بامدادان تا غروب، هنگام شايسته نيايش و نثار به درگاه آناهيتا
از زمان هاى بسيار كهن قايل به وجود گونه اى پيوند آسمانى و ايزدى ميان آب از يك سو و خرد يا عقل از سوى ديگر بودند. از اين رو، مرسوم بود روحانيون و شاگردان آنان به درگاه اردوى سوره دعا كنند تا از خرد و دانش بهره مند شوند. مناسب ترين و بهترين وقت براى انجام دادن مراسم مذهبى نيز بامدادان بود. در بندهاى 91 و 95 يشت پنجم از زبان اين ايزدبانو آمده است كه از هنگام برآمدن خورشيد تا به گاه فرو رفتن خورشيد هنگام نيايش و نثار زوهر (نوعى فديه ديني) به درگاه اوست و پس از آن، شايسته ستايش ديوان خواهد بود. اين ايزد‌بانوى پاكى و بى آلايشى كه از هر گونه بدي، نقصان و بيمارى به دور بود، در بندهاى 92 و 93 همين يشت قدغن مى كند كه ديوانگان و بدخلقان و دروغ گويان و بزدلان و حسودان و نيز جذاميان و نابينايان و ناشنوايان و ديگر معلولان از آنچه نذر او مى شود، مصرف كنند.
آناهيتا؛نگهدار نطفه پسران موعود زردشت
او ياور «سپندارمد»، امشاسپند موكل بر زمين و نيز نگهدار نطفه زردشت در درياچه «كيانسه» است‌، نطفه اى كه بعدها نجات بخشان دين زردشتى و پسران موعود زردشت، اوشيدر، اوشيدر ماه و سوشيانس، از آن به وجود خواهند آمد. از تمام اين صفات و نقش ها چنين بر مى آيد كه اناهيد خداى محبوبى بوده و هميشه علاقه و احترام عميق پيروان بسيارى را به خود جلب كرده است. تنديس هاى بارورى را كه به الهه مادر موسوم اند و نمونه هايى از آن از تپه سراب كرمانشاه (با قدمتى در حدود نه هزار سال قبل از ميلاد) و در كاوش هاى ناحيه شوش به دست آمده است، تجسمى از اين ايزدبانو مى دانند.
بازمانده معابد و آيين هاى مربوط به آناهيتا
او همتاى ايرانى آفروديت، الهه عشق و زيبايى در يونان و ايشتر، الهه بابلي، به شمار مى رود. آيين هاى مربوط به اين ايزد‌بانو با پاكى و طهارت آميخته بوده است. براى اين ايزد‌بانو معابدى بر پا مى شده است و در آنها دوشيزگانى خدمت مى كرده اند كه تعهد پاكدامنى داشته اند. از ميان اين معابد، معابد همدان و شوش و كنگاور از همه مجلل تر بوده است. معابد اناهيتا معمولا در كنار رودى برپا مى شده و احتمال مى رود كه قلعه ها و زيارتگاه هايى كه با اسامى دختر و بى بى امروزه مشهور است و معمولا در كنار آنها آبى جارى است، بقاياى معابد اناهيتا باشند. برخى حتى سفره هاى نذرى با نام بى بى (همچون بى بى سه شنبه) را بازمانده آيين هاى مربوط به اناهيتا مى دانند.
قدر و اهميت ايزدبانوى اساطيرى ايران در تاريخ و اساطير و اديان ايراني
اناهيتا بايد در آغاز سلسله ساسانى كه اجدادشان در استخر به معبد او وابسته بودند، نقش مهمى بازى كرده باشد. اردشير بابكان سرسلسله ساسانى خود، نگهبان معبد اناهيتاى استخر (در نزديكى تخت جمشيد) بوده است. از دوره اشكانيان نيز سكه هايى با نقش اين ايزد‌بانو به جا مانده است. پرستش اناهيتا در شاهنشاهى هخامنشى هم بسيار مهم بوده است. كِلِمِنس اسكندريه اى در كتاب تاريخ خود مى گويد كه اردشير دوم مجسمه هاى اناهيتا را در سراسر كشور برپا كرده بود. همچنين از اين دوره سنگ هايى قيمتى با نقش ايزد‌بانويى تاج بر سر يا زنى ايستاده به جا مانده كه آن را اناهيتا تشخيص داده اند. در تاريخ اساطيرى نيز قهرمانان بزرگ اساطيرى همچون هوشنگ، جمشيد، فريدون، كيخسرو و گرشاسب به درگاه اين ايزدبانو دعا كرده و او را به يارى طلبيده اند. در قدر و اهميت اين ايزدبانو همان بس كه ايرانيان قديم و زردشتيان احترام ويژه اى براى آب قايل بودند و هر گونه ناپاكى را از آب ها به دور مى داشتند. آنان هيچگاه در آب جارى شست و شو نمى كردند و چنان در پاك نگهداشتن آب ها مى كوشيدند كه به گفته پژوهشگران، در دوره هايى كه در اغلب كشورهاى جهان بيمارى هاى واگير قربانيان زيادى گرفت، در سرزمين ايران هيچگاه هيچ گونه بيمارى همه گيرى شايع نشد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 18:18  توسط سیاوش  | 

جشن آبانگان یکی از جشن جشن آبانگان یکی از جشن های ایرانی است. روز آبان دهمین روز از آبان ماه باستانی / ۴ آبان خورشیدی آبان به معنای آب و هنگام آب است و یکی از عناصر پاک کننده نزد زرتشیان است. درباره پیدایش جشن آبادگان روایت است که در پی جنگ های طولانی بین ایران و توران، افراسیاب تورانی دستور داد تا کاریزها و نهرها را ویران کنند. پس از پایان جنگ پسر تهماسب که زو نام داشت دستور داد نهر ها را لایروبی کنند و آب در آن ها جاری نمایند، ایرانیان آمدن آب را جشن گرفتند. در روایتی دیگر آمده که پس از هشت سال خشکسالی در ماه آبان باران باریدن گرفت و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد.(از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد)

 

Abangaan

 

برداشت از سايت آريا بوم

آبان روز از آبان ماه برابر با دهم آبان ماه در گاهشماری ایرانی

«... اینک آب­ها را می­ستاییم، آب­های فروچکیده و گردآمده و روان شده­ و خوب کـُنش ِ اهورایی را...»
(یسنا - هـات 38 - بند 3)

پیکره ی آناهیتا - ایزد بانوی آب های روان

«جشن آبانگان» جشنی است در گرامیداشت ستاره­ی روان (سیاره) درخشان «اَنَهیتَه / آناهید (زهره)» و رود پهناور و خروشان «اردوی / آمو (آمودریا)»، و بعدها ایزدبانوی بزرگ «آب»­ها در ایران (غیاث آبادی، 1382،ص77).
«اَردوی سوره اَناهیتا» Ardavi – Sura Anāhita ایزد‌بانویی ایرانی بسیار برجسته­ای است كه نقش مهمی در آیین­های ایرانی دارد و پیشینه­ی ستایش و بزرگداشت این ایزد بانو در فرهنگ ایرانی به دوره­های پیش از زرتشتی در تاریخی ایران می­رسد.
بخش بزرگی در کتاب اوستا به نام «آبان یشت»(یشت پنجم) که یکی از باستانی­ترین ِیشت­ها می­باشد به این ایزد بانو اختصاص دارد، در این یشت، او زنی است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زیبا چهره، با بازوان سپید و اندامی برازنده، كمربند تنگ بر میان بسته، به جواهر آراسته، با طوقی زرین بر گردن، گوشواری چهارگوش در گوش، تاجی با سد ستاره­ی هشت گوش بر سر، كفش­هایی درخشان در پا، با بالاپوشی زرین و پرچینی از پوست سگ آبی. اَناهید گردونه­ای دارد با چهار اسب سفید، اسب­های گردونه­ی او ابر، باران، برف و تگرگ هستند.
او در بلندترین طبقه­ی آسمان جای گزیده است و بر كرانه­ی هر دریاچه­ای، خانه­ای آراسته، با سد پنجره­ی درخشان و هزار ستون خوش تراش دارد. او از فراز ابرهای آسمان، به فرمان اهورامزدا، باران و برف و تگرگ را فرو می­باراند.
معابد آناهیتا معمولا در كنار رودها برپا می­شده و زیارتگاه­هایی كه امروزه با اسامی دختر و بی بی مشهور هستند و معمولا در كنار آن­ها آبی جاری است، می­توانند بقایای معابد آناهیتا باشند. برخی حتی سفره­های نذری با نام بی بی (همچون بی بی سه شنبه) را بازمانده­ی آیین­های مربوط به آناهیتا می­دانند.
آناهیتا همتای ایرانی «آفرودیت»، الهه­ی عشق و زیبایی در یونان و «ایشتر»، الهه­ی بابلی، به شمار می­رود.
واژه­ی «آب» که جمع آن «آبان» است در اوستا و پهلوی «آپ» و در سانسکریت «آپه» Apa و در فارسی هخامنشی «آپی» می­باشد.
این آخشیج (عنصر) همانند آخشیج­های اصلی دیگر چون آتش و خاک و هوا در آیین­های ایرانیان باستان مقدس است و آلودن آن گناهی بس بزرگ است. برای هریک از چهار آخشیج امشاسپندی (فرشته) ویژه نامگذاری شده است. به گواهی اوستا و نامه­های دینی پهلوی، ایرانیان آخشیج­های چهارگانه را که پایه­ی نخستین زندگی است، می­ستودند.
در جشن آبانگان، پارسیان به ویژه زنان در کنار دریا یا رودخانه­ها، فرشته­ی آب را نیایش می­کنند. ایرانیان کهن آب را پاک (مقدس) می­شمردند و هیچ­گاه آن­را آلوده نمی­کردند و آبی را که اوصاف سه­گانه­اش (رنگ - بو - مزه) دگرگون می­شد برای آشامیدن و شستشو به­کار نمی­بردند.


«هرودوت» می­آورد : «... ایرانیان در میان آب ادرار نمی­کنند، آب دهان و بینی در آن نمی­اندازند و در آن دست و روی نمی­شویند ...»
«استرابون» جغرافیدان یونانی نیز می­آورد «... ایرانیان در آب روان، خود را شستشو نمی­دهند و در آن لاشه، مردار و آن­چه که نا پاک است نمی­اندازند ...»
در برگردان فارسی آثارالباقیه ابوریحان بیرونی می­خوانیم :
«... آبان روز دهم آبان ماه است و آن را عید می­دانند که به جهت همراه بودن دو نام، آبانگان می­گویند. در این روز زو Zoo پسر طهماسپ از سلسله­ی پیشدادیان به شاهی رسید، مردم را به کندن قنات­ها و نهرها و بازسازی آن­ها فرمان داد، در این روز به کشورهای هفت­گانه خبر رسید که فریدون ، بیوراسب (ضحاک - آژی دهاک) را اسیر کرده، خود به پادشاهی رسیده و به مردم دستور داده است که خانه و زندگی خود را دارا شوند...»
در روایت دیگرى آمده است كه پس از هشت سال خشكسالى در ماه آبان باران آغاز به باریدن كرد و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد. زرتشتیان نیز در این روز همانند سایر جشن­ها به آدریان­ها (آتشكده­ها) مى­روند و پس از آن براى گرامیداشت مقام فرشته­ی آب­ها، به كنار جوى­ها و نهرها و قنات­ها رفته و با خواندن اوستاى آبزور (بخشى از اوستا كه به آب و آبان تعلق دارد) كه توسط موبد خوانده مى­شود، اهورامزدا را ستایش كرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را كرده و پس از آن به شادى مى­پردازند.
جالب این­جاست كه مى­گویند اگر در این روز باران ببارد، آبانگان به مردان تعلق گرفته و مردان تن و جان خویش را به آب مى­سپارند و اگر بارانى نبارد، آبانگان زنان است و زنان آب تنى مى­كنند.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 0:49  توسط سیاوش  |